تبليغاتX
Ω‼۩۞۩‼Ω عشق زیبای من سهیلا Ω‼۩۞۩‼Ω


Ω‼۩۞۩‼Ω عشق زیبای من سهیلا Ω‼۩۞۩‼Ω

وبلاگ تفریحی و سرگرمی

سلام دوستان گلم

دیگه از این به بعد این وبلاگمه

بیاین در خدمتتونم

 

دوستتون دارم

 

 

Http://Barobax1987.blogfa.com

نوشته شده در 89/02/20ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط محمدرضا(نبی) خلیفه d@d@$H n@B!i| |

سلام به همه ی دوستان گلم

خوشحالم که باز اومدین به کلبه ی بی رونق خودتون

اومدم با آپ جدید که فقط مختص خودمه


***داداش نبی بالاخره به عشقش رسید***


بله دیگه منم رفتم قاطی مرغها


دیگه رسیدم به سهیلام

16.12.88 رفتیم آزمایش خون که خداروشکر مشکلی نبود

همون شب هم رفتیم و حلقه بردیم واسه عروس خانم و دیگه

 سند قلبمو امضا کرد.

انشالله یه روز نوبت شما باشه


خیلی دوستتون دارم

یاعلی

خدایارتون

نوشته شده در 88/12/20ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط محمدرضا(نبی) خلیفه d@d@$H n@B!i| |

سلام دوستان گل و عزیز قدیم و جدید

من واقعا معذرت میخوام بخاطر غیبت چند ماهه ی من

آخه دیگه نمیتونم بیام به اینجا سر بزنم

آخه دیگه گرفتاره زن و بچه  از این حرفا...

خلاصه من هر چند مدت ۱ بار میام فقط نظرات رو نگاه

میکنم و میرم

امیدوارم منو بخشیده باشید

من همیشه دوستون دارم

بازم میام پیشتون 

خدانگهدارتون یا علی

نوشته شده در 88/11/18ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط محمدرضا(نبی) خلیفه d@d@$H n@B!i| |

ای شنیدم که شبی بر سر مد دختری با پدرش بود به جنگ



پدر از روی نصیحت می گفت که مکن پیروی از راه فرنگ



مرو از خانه برون بی چادر بر تن خویش مکن دامن تنگ



ای بسا گرگ که در جامه میش بهر صید تو نوازد آهنگ



نکنند این دغلان از دغلی بهر اغفال تو یک لحظه درنگ



دختر از روی تعرض گفتش آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ



باش خاموش دگر یاوه مگو که تو پیری و بری از فرهنگ



مدتی شد سپری زان جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ



با سخن های زیبنده عشق با بیانات دل انگیز و قشنگ

 

همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیله چو روباه زرنگ



گوهر عفت او را زد و برد کرد دامان وی آلوده به ننگ



همچنانی که به خود می بالید زیر لب زمزمه کرد این آهنگ



صید با پای خود افتاد به دام مرغ با میل خود افتاد به چنگ

 

bad Girl

نوشته شده در 88/07/18ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط محمدرضا(نبی) خلیفه d@d@$H n@B!i| |

درد آشنا

 

دل درد آشنا را در تو دیدم

تو میدانی خدا را در تو دیدم

نمیدانم که بی تو کیستم من

اگر روزی نباشی نیستم من

تو در چشم منی هرجا که هستم

تو را هرجا که هستی می پرستم

 

کوچه

 

بی تو مهتاب شبی بازازآن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

فریدون مشیری

 

nabi & alireza

 

nabi

 

 

نوشته شده در 88/07/15ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط محمدرضا(نبی) خلیفه d@d@$H n@B!i| |


:قالبساز: :بهاربیست:

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس